|
گزارش برگزاري كارگاه
«نقش عوامل فرهنگي در گرايش و مصرف موادمخدر»
به همت مؤسسه مطالعات و تحقيقات اجتماعي دانشكده علوم
اجتماعي دانشگاه تهران و مشاركت معاونت اجتماعي سازمان مديريت
و برنامهريزي كشور و با همكاري مؤسسه مطالعات اجتماعي دانشگاه
پل ورلن شهر متز (METZ)
فرانسه يك كارگاه آموزشي در تاريخ 8 و 9 اسفند ماه 1384 با
عنوان «نقش عوامل فرهنگي در گرايش و مصرف مواد مخدر» در محل
تالار شريعتي دانشكده علوم اجتماعي برگزار گرديد.
در اين كارگاه 2 روزه تعدادي از اساتيد و صاحب نظران مواد مخدر
دو كشور ايران و فرانسه به بحث و تبادل نظر در اين زمينه
پرداختند. نظر به اهميت مباحث مطروحه خلاصهاي از سخنرانيهاي
ايراد شده، از سوي كارشناسان مدعو در ذيل درج ميگردد:
گزارش دبير علمي كارگاه
در نشست صبح روز اول، دبير علمي اين رخداد
(آقاي دكتر حسيني) پس از خير مقدم و ارائه گزارشي از
فعاليتهاي انجام شده در برگزاري كارگاه طي سخنان مبسوطي ابراز
داشت.
”فاجعه
اعتياد به مواد مخدر در كشور ما يا ساير كشورها پديده
خانمانسوزي است كه عليرغم
همه تلاشهاي انجام شده در زمينههاي مختلف باز هم جا دارد كه
نسبت به آن توجه بيشتري داشته باشيم و تجربيات ملي و
بينالمللي در اين زمينه را با همة ظرفيتها به كار بريم تا
اين
معضل
را در كشور خود و ساير كشورها به حداقل كاهش دهيم“.
وي افزود
«در سال 79 در يك سميناري
مسئول
وقت بهزيستي استان گيلان ( آقاي دكترفدايي ) اظهار داشته كه
ميزان بودجهاي كه در همه سطوح آموزشي در آن استان صرف ميشود
از ميزان هزينههاي صرف شده در مسئله اعتياد به مراتب
كمتر
است، و
اينكه اين
وضعيت در همه كشور قابل مشاهده است».
رئيس مؤسسه مطالعات و تحقيقات دانشكده علوم
اجتماعي در خاتمه گفت: «اگر
با خوش بيني رقم
5/2 ميليون معتاد را در كشور بپذيريم و
تعداد افراد
خانوادههاي جهتياب و فرزندياب اين معتادين را فقط 7 نفر
بدانيم،
در
كشور حدود 5/17
ميليون نفر به نوعي با اين پديده دست به گريبان هستند.»
آقاي حميد صرامي، مدير كل امور پيشگيري و فرهنگي ستاد مبارزه با
موادمخدر در سخنراني خود با عنوان «شناخت خسارتهاي اجتماعي -
فرهنگي و اقتصادي مواد مخدر و تأثير اقدامات پيشگيرانه در
كانونهاي هدف» ابراز داشتند كه از
موادمخدر به عنوان شاخص شوك خرده فرهنگي هزاره سوم نام برده
ميشود. وي افزود:
«امروز حدود 130 تا 170 كشور در جهان با اين پديده مقابله
ميكنند و خسارتهايي كه اين شوكفرهنگي وارد ميكند از نظر
اقتصادي، بر اساس آخرين شاخصهاي
اعلان شده
در سال 83 سالانه
حدود
10 هزار ميليارد تومان
خسارت
وارد شده بوده است.“
وي در ادامه گفت كه مواد مخدر از منظر اجتماعي
موجب
توسعه جرائم اعم از سرقت، قتل، خشونت
و ... شده است و
از منظر
بهداشتي
باعث
توسعه بيماريهاي
رواني و عفوني و
مرگ حدود 12 نفر
در هر روز
در كشور
گرديده است، ايشان ابراز كردند كه
از
منظر
فرهنگي امروزه
مصرف مواد مخدر به عنوان يك هنجار مثبت و جزئي از يك زندگي و
عادت اجتماعي در عصر مدرنيته
تلقي
شده است.
وي اضافه كرد
”براي مصون سازي ساير آحاد جامعه بايد اقدامات زير ساختي صورت
پذيرد و
براي تأثيرگذاري اقدامات فرهنگي
نيز
بايد به طور خلاصه،
موارد ذيل انجام گيرد:
1ـ اقدامات پيشگيرانه بايد برانگيزاننده، باوراننده
و
بازدارنده باشد.
2ـ فعاليت فرهنگي
بايد
بر اساس بازاريابي اجتماعي و نياز سنجي مخاطبين صورت پذيرد.
3ـ در اقدامات پيشگيرانه
توجه به
نوآوري و آموزشهاي كپسولي از ضروريات عصر حاضر است.
4ـ آرام بودن، مستمر بودن و عميق بودن اقدامات پيشگيرانه ضروري
ميباشد.
5ـ در اقدامات پيشگيرانه نيازمند چندين برنامه براي يك نسل به
جاي يك برنامه براي چند نسل
هستيم.
6ـ تعطيل ناپذيري، خستگي ناپذيري از ديگر نكات
مهم در
اقدامات پيشگيرانه است.
7ـ مهندسي فرهنگي در امر مبارزه با مواد مخدر مهم است.
8- تناسب سرعت فعاليتهاي فرهنگي با سرعت شتابان مواد مخدر
ميبايد مد نظر قرار گيرد.
9- توليد دانش جديد براي مبارزه فرهنگي نيز در اقدامات
پيشگيرانه امري ضروري به نظر ميرسد.
وي در پايان افزود كه
اقدامات پيشگيرانه و زيرساختي در ايران حدود 3 سال است آغاز
شده و فعاليتهاي زيربنايي خود را در چهار كانون هدف انجام
ميدهد.
در ادامه جلسه صبح، آقاي ژان ميشل كاست، رئيس مركز كنترل و
نظارت بر موادمخدر و اعتياد فرانسه (OFDT)
در خصوص «گرايشات طبيعي به مواد مخدر و راهبردهاي عيني به كار
گرفته شده در اين خصوص در اروپا» به سخنراني پرداخت.
وي
ابتدا در مورد اعتياد در اروپا دادههايي را ارائه كرد و گفت
”در
اتحاديه اروپا كه شامل 25 كشور ميشود ماده غيرقانوني كه بيش
از همه مصرف ميشود حشيش ميباشد
و
پس از آن قرصهاي روانگردان چون كوكائين ـ اكستازي ...... و
در آخر
ترياك“.
وي تأكيد كرد كه
در 25 كشور اتحاديه اروپا سالانه بين 8 تا 9 هزار نفر از مصرف
مواد ميميرند.
وي در ادامه آمارهايي را در رابطه با مصرف مواد مخدر در فرانسه
ارائه كرد
و ابراز داشت كه
تعداد بسيار كمي از جمعيت
فرانسه
به مصرف مواد غير قانوني
چون ترياك و
هروئين روي آوردهاند
( بين 150 تا 180 هزار نفر)
وي تأكيد كرد ”مشكل اصلي كه امروز فرانسه با آن روبروست مصرف
مواد قانوني چون الكل و سيگار ميباشد كه بيشترين خسارت را
وارد ميكند“.
او افزود: ”سالانه
45 هزار نفر از الكل و 60 هزار نفر در اثر
مصرف سيگار ميميرند. در حاليكه مواد غيرقانوني تنها
موجب مرگ
100 نفر در سال
ميشود“.
ايشان در پايان
سخنان خود
در مورد روشهاي نظارت در اروپا و فرانسه
نكاتي را بيان
نمود و
در ادامه به تشريح
ساختار سازمان نظارت بر مواد مخدر در اروپا و سازمان نظارت بر
مواد مخدر در فرانسه
پرداخت.
آقاي دكتر حسن رفيعي، رئيس مركز آموزشي و پژوهشي سوء مصرف و
وابستگي به مواد
مخدر،
(مؤسسه
داريوش)
به عنوان اولين سخنران نشست دوم در خصوص اعتياد در ايران
مطالبي را ايراد كرد.
وي در سخنان خود به ارائه چند باور رايج در كشور پرداخت و ضمن
طرح اين باروها،
نقدها و نتايجي كه اين باورها دارند را مورد بررسي قرار داد كه
در ذيل بطور اجمال به آنها اشاره ميشود:
”ـ
باور اول: اعتياد
در
كشور خيلي زياد است. اعتياد در كشور غوغا ميكند.
(اگر چه
ايران بزرگترين مصرفكننده مواد
افيوني
است،
اما
نرخ
اعتياد در مجموع
در مقايسه با
بسياري از كشورهاي ديگر پايينتر است).
ـ باور دوم: دولت در مبارزه با اعتياد موفق نبوده است (با
اشاره به جوايز بينالمللي و كشفيات 85 درصدي هروئين در ايران
).
ـ باور سوم: الكل اگر آزاد ميبود، اعتياد آنقدر زياد نميشد.
( اين مسئله باعث بيتوجهي خانوادهها و دولت به الكل ميشود).
ـ باور چهارم:
افراد بدين دليل،
معتاد ميشوند
كه
بيكارند! ( اين عامل تنها عامل نيست و مسائل ديگر هم تأثيرگذار
است)“.
آقاي دكتر رفيعي در پايان سخنان خود با طرح
اين
سؤال
كه
چه بايد كرد؟ ادامة وضعيت كنوني را بهترين راه براي مبارزه با
اعتياد دانست و پرهيز از هرگونه اضطراب و تخصيص اعتبار بيشتر
براي پوشش گستردهتر تدابير با
هدف كاهش تقاضا بر عرضه و سياستهاي پيشگيرانه را ضروري
برشمردند.
آقاي دكتر سژراسكات،
دكتراي مردم شناسي و اعتياد سخنران بعدي بود. وي در سخنان خود
با عنوان:
”شناخت
عوامل فرهنگي در خصوص استفاده مواد روانگرادان (داروهاي غير
قانوني، الكل)“ به طرح مسايل فرهنگي راجع به اعتياد از ديدگاه
مردمشناسي برآمد و مسايل
مربوط به
مصرف داروهاي روانگردان و مواد مخدر را مورد بررسي قرار داد.
وي چند نكتة مهم را در رابطه با مباحث روانشناسي و جامعه
شناختي
مسئله
مورد توجه قرار داد
كه به اجمال در زير به آنها اشاره ميشود:
”-
مواد روانگردان،
اثرات
روان شناختي
مشابهاي
دارند و در عين حال هر كدام در افراد متفاوت اثرات مخصوص به
خود را داراست.
ـ در
بُعد
روانشناختي مسئله مصرف مواد توهم زا در افراد سالم ميتواند
اثرات مختلفي داشته باشند. زيرا ميزان توهم و پاسخي كه بدن
افراد به مواد ميدهد متفاوت
است.
ـ
بُعد
جامعه شناختي آن به مصرف مادي و سمبليك اين مواد
مربوط
است. يك سري باورها در افراد وجود دارد كه ميتواند تأثير ماده
را بر افراد تغيير دهد.
در
فرهنگهاي سنتي سه شكل مصرف مواد وجود داشته است :
1ـ موادي كه مصرف اجتماعي دارد؛
2ـ موادي
كه
مصرف آييني دارد؛
3ـ
موادي كه
مصرف درماني دارد.
و در
مصرف مدرن
نيز سه عامل:
فرد گرايي،
لذت گرايي و مصرف گرايي
دخيل ميباشد.“
در نشست روز دوم اين كارگاه آقاي دكتر حسيني در سخنراني
خود به پيروي از دوركيم گفت كه در علوم اجتماعي به واقعيات به
عنوان شيء و ابژه نگريسته ميشود. وي در سخنراني خود به نكاتي
كه يك جامعهشناس بايد آن ها را مد نظر قرار دهد بدين شرح،
اشاره كرد:
”- اينكه پديدهها بيرون از ذهن ما هستند.
- در مطالعهي آن مقدس يا نامقدس بودن براي محقق نبايد
مفهوم داشته باشد.
- نبايد تصور شود اگر در حوزهي مسائل اجتماعي پديدهاي
وجود دارد، اين پديده منحصر به افرادي است كه آن پديده از آن
ها ناشي شده است.“
در ادامه وي افزود كه نتايج به دست آمده از تحقيقات
نشان ميدهد كه در مجموع بيشترين گرايشات در مطالعات پديدهي
اعتياد، مطالعاتي است كه فرد يا معتاد را در جايگاه فردي آن
مورد نظر و مطالعه قرار ميدهد؛ و اينكه در حوزهي فعاليتهاي
علمي دانشگاهي بيشترين تحقيقات در حوزهي علوم پزشكي و مشاهده
ميشود.
آقاي دكتر حسيني ابراز كرد كه در حوزهي علوم پزشكي 188
مورد از 37 مورد، 79 مورد در حوزهي جامعهشناسي و 24 مورد در
حوزهي روان شناسي و 26 مورد در حوزهي علوم اجتماعي، 12 مورد
در حوزهي حقوق 15 مورد در حوزهي روانشناسي و موارد كمتري در
حوزهي علوم به اين مسائل پرداخته شده است. وي تأكيد كرد:
”بررسي تحقيقات انجام شده مشخص ميكند كه در بيشتر
تحقيقات و پايان نامهها صرفاً به جنبههاي بدني و رواني
معتادين توجه شده است و هيچ توجهي به محيط اجتماعي و فرهنگي
معتادين نشدهاست“. ايشان در ادامه سخنراني خود به مجموعهاي
از عواملي كه در تحقيقات علوم اجتماعي موجب گرايش به مصرف مواد
ميشود اشاره كرد و افزود:
بخشي از سئوالات تحقيقات انجام شده گواه بر اين است كه
چه انگيزههايي در ايران موجب گرايش به اعتياد شده است، در ذيل
انگيزههاي اصلي معتادين به ترتيب ذكر ميشود:
1.
افزايش توان جسمي و جنسي
2.
اختلالات روانپزشكي درمان
نشده
3.
دردهاي جسمي
مزمن
4.
همانند سازي با بزرگترها
5.
تصورات نادرست نسبت به
مواد مخدر
6.
ايجاد احساسات ويژه
7.
عضويت در يك خرده فرهنگ
براي كسب حمايت
8.
مقابله با استرس
9.
تشويق عضو معتاد در
خانواده
رئيس مؤسسه مطالعات گفت: «مسئله اعتياد در جامعهي ما از
زمانهاي قديم وجود داشته است. وي ضمن ابراز نگراني از بي
توجهي مسئولان به اين مهم، خاطر نشان كرد كه تحقيقات انجام شده
در اين حوزه بيشتر در دو دهه اخير بوده است.
عضو هيأت علمي دانشگاه تهران اضافه كرد: ”علت برخي از
اين بيتوجهيها ناشي از حضور ضعيف جامعهشناسان به نسبت
روانپزشكان و روان شناسان است“.
وي در خاتمه سخن خود را اينگونه به پايان برد كه متخصصان
علوم اجتماعي ضمن توجه بيشتر به معضلات اجتماعي ميبايد زمينه
تحقيقات آسيب شناسي در اين زمينه را بيش از پيش فراهم كنند تا
با استفاده از يافتههاي پژوهشهاي علمي، كارگزاران،
برنامهريزان و مديران اجرائي كشور بتوانند زمينه مقابله و محو
اين پديده را فراهم كنند.
آقاي ژان مارك لوراتو، پروفسور دانشگاه و متخصص جامعه شناسي
هنرهاي نمايشي در روز دوم كارگاه آموزشي،
سخنراني خود
را با عنوان
”هنر،
ابزار گرايش و پيشگيري
از اعتياد“
ايراد نمود.
وي
به
مباحث فرهنگي كه
در سالهاي اخير
در فرانسه مطرح شده، اشاره نمود.
لوراتو ابراز داشت كه در فرانسه از
تئاتر براي پيشگيري
از اعتياد
استفاده ميشود.
وي افزود: ”براي
اين كار دو گروه،
نتايج و تجربيات خود را با يكديگر تبادل ميكنند تا بهترين
نتيجه حاصل گردد. از يك سو مددكاران اجتماعي و
از
سوي ديگر هنرپيشگان تئاتر در اين زمينه فعاليت ميكنند“.وي
گفت: ”دولت نيز با كمكهاي مالي خود آنان را در انجام هر چه
بهتر وظايفشان ياري ميكند و هرگونه كمك و آموزش را از آنان
دريغ نميكند.
وي يكي از دلايل روي آوردن به تئاتر را، دموكرات بودن جامعة
فرانسه دانسته
و گفت:
”چون
جامعه فرانسه جامعهاي دموكراتيك است،
نميتوان آزادي استفاده از مواد را از افراد گرفت، بايد آنان
را
بگونهاي آموزش داد
تا در مواقع مصرف بتوانند
خود را كنترل كنند“.
وي در ادامه بيان داشت: ”در
تئاترها سعي بر اين است كه از افراد معتادي كه ترك كردهاند
استفاده گردد تا
وي
بتواند خود را به جامعه معرفي كند و توان مجدد خود را به
جامعه
نشان دهد.“
در پايان نشست روز دوم آقاي ژان ميشل كاست و آقاي سرژ اسكات در
يك كارگاه مشترك در خصوص وضعيت مواد مخدر و داروهاي جايگزين در
كشور فرانسه مطالبي را ايراد نمودند كه در ذيل اجمالاً به
مهمترين نكات مباحث اشاره ميشود:
در بخش اول اين سخنراني
چگونگي رسيدن به درمانهاي امروزي و در بخش دوم نتايج مثبت و
منفي اين روش
مورد بحث قرار گرفت.
سژراسكات به عنوان سخنران اول در اين كارگاه مشترك ابراز داشت كه
”در
قرن 17 و 18 در فرانسه،
مصرف زياد ترياك را به عنوان داروئي براي درمان شاهد هستيم“.
وي افزود:
”در
قرن 19 پزشكان از ترياك براي مقابله با اپيدميهاي موجود در
اروپا استفاده ميكردند؛ و امروز نيز ترياك نقش مهمي در دنياي
داروسازي فرانسه دارد“.
وي در ادامه گفت كه: ”مشكل
اين ماده اين
است
كه تمام بيماراني كه تحت درمان با ترياك و مورفين هستند براي
درمان خود به آن وابسته ميشوند“.
وي بيان داشت كه
مشكل ديگر قرن 19 استفاده
زياد از
الكل بوده
است.“ وي تأكيد كرد كه:
”در ميانه قرن 20 مصرف هروئين
زياد شد تا جائي كه
قشرهاي فرهنگي و هنري
نيز به آن
روي آوردند
و همينطور
روسپيها
و خيابان خوابها؛
و امروزه نيز جواناني
كه بدنبال مدرنيته هستند
به
ماده مخدر جديدي به نام
LSD
روي آوردهاند
و
لذا با
يك
سري سوء مصرف و مرگ و مير روبرو
هستيم و لذا
دولت بايد تصميمات ديگري اتخاذ كند“.
دكتر اسكات گفت:
”در سال 1970 با وضع قانوني كه براي مصرف،
ممنوعيت قائل است و فرد معتاد را يك بيمار ميانگارد،
موجب شد تا
با همكاري مددكاران اجتماعي و روانشناسان يك روش جديد براي
سمزدايي افراد بوجود آيد، ولي اجراي اين روش نيازمند وسايل و
امكانات زيادي
بود“. وي افزود:
”در
روابط سال 1980
اپيدمي ايدز در ميان معتادان تزريقي افزايش يافت، و چند سال
بدان توجهي
نشد“ وي گفت:
”از
طرف ديگر داروهاي جايگزيني چون متادون در
فرانسه محدود شده بود. براي اينكه معتقد بودند كه متادون
نميتواند مشكلات رواني فرد را حل كند و با زيادشدن اپيدمي
ايدز در سال 80 تصميم
گرفته ميشود
پاسخي براي اين
مشكل بيابند
و لذا
در اواخر سالهاي 90 جمعي از افرادي كه در اين زمينه
فعاليت
داشتند دريافتند كه حتماً درمانهاي جايگزين وجود دارد و دولت
بايد
بطور گستردهتري
پاسخگو باشد. به همين دليل و دلايل مختلف ديگر نميتوان متادون
را مصرف كرد؛ چون سوء مصرف ايجاد ميكند.
در اينجا يك آزمايشگاه داروسازي،
سياستهاي خود را
تغيير داد
و در
طي 2
سال فرانسه كه
در
درمان جايگريني در اروپا
در پايينترين وضعيت قرار داشت؛
به عنوان يك كشور سازنده و تنها كشوري شد كه ترياك را در
اختيار
همه پزشكان ميگذارد“.
در ادامه ژان ميشل كاست:
”اثرات
مثبت و منفي داروهاي جايگزيني
را
از نظر بهداشتي،
پزشكي،
روانشناسي و اجتماعي“
بر شمرد و ابراز داشت كه
”حدود
150 تا 180 هزار معتاد در فرانسه وجود دارد كه توسط سوبيتكس
درمان ميشوند“.
وي اضافه كرد:
”در فرانسه حدود 50 تا 60 درصد جمعيت معتادين توسط سوبيتكس
درمان ميشوند در
حاليكه
كل اروپا
اين رقم
حدود 40 درصد ميباشد“.
دكتر كاست در ادامه به موارد ذيل اشاره كرد:
”مشخصه فرانسه دو چيز است: 1ـ درمان خيلي دير شروع شد. 2ـ
استفاده از آن طي دو سال
بالا رفت و
نتايج مثبت
و منفي
استفاده از سوبيتكس
اينگونه بود:
اثرات مثبت:
1ـ كاهش ميزان مرگ و مير؛
2ـ
تسهيل
دسترسي معتادين به درمان؛
3ـ پائين آمدن مصرف هروئين؛
4ـ پائين آمدن
نرخ افراد
تزريقي
كه خود به جلوگيري از پيشروي
HIV
كمك كرده است؛
5ـ پيشرفتهايي براي بازگرداندن افراد به جامعه؛
اثرات منفي:
1ـ يكسري سوء استفادههايي از مصرف سوبيتكس مشاهده شد؛
2ـ از آنجايي كه دسترسي به سوبيتكس خيلي راحت
بود، شيوه
قاچاق جديدي
ابداع شد.
(طي تحقيق صورت گرفته در 2 سال پيش بين 25 تا 30 درصد سوبيتكس
به طور قاچاق رد و بدل
گرديده است).
3ـ از آنجايي كه دسترسي به سوبيتكس نه به عنوان
يك ماده
جايگزين،
بلكه به عنوان مادهاي كه جوانان از آن براي تنفس استفاده
كردند، برخي
معتقد بودند
كه
از
اين ماده جايگزين
ميتوان به عنوان يك ماده مخدر خوب نام برد، و اينكه اگر يك
فرد غير معتاد از آن استفاده كند خيلي بهتر از استفاده از
هروئين است.
و در نهايت اينكه
ما
در فرانسه
دو هدف براي درمانهاي جايگزين داشتيم: 1ـ درمان 2ـ پائين
آوردن ميزان خطر.
اين كارگاه پس از پرسش و پاسخ و جمع بندي مباحث از سوي دبير
علمي به كار خود پايان داد.
 |